تئودور نولدكه ( مترجم : عباس زرياب )

10

تاريخ ايرانيان و عربها در زمان ساسانيان ( فارسي )

جشن‌نامهء جشن پنجاه سالگى دكترى پرفسور بنفى ؛ مساهمت‌هائى براى معرفت زبانهاى هندو ژرمنى ، ج 4 ، گوتينگن 1879 ) داده‌ام اشاره كنم . دربارهء ضمائم كتاب خواهشمندم توجّه شود كه عنوان ضميمهء سوّم اين است : « مطالبى دربارهء وضع داخلى دولت ساسانى » نه « وضع داخلى » يا « قانون اساسى و تشكيلات اصلى » . در موارد جزئى و كوچك گاهى از متن اصلى كه دم دست من بوده است گام فراتر نهاده‌ام و در بعضى از جاها از متنى قديم‌تر از متن عربى ترجمه كرده‌ام و طبعا اين نكات را در جاى خود به صراحت متذكّر شده‌ام . امّا در يك مورد كاملا دور تر رفته‌ام : نام اشخاص و امكنهء ايرانى را به صورت عربى آن كه گاهى كاملا تحريف و تصحيف شده نياورده‌ام بلكه به صورت ايرانى آن ذكر كرده‌ام . صورت ايرانى اين نامها در كتب پهلوى ، كه اخبار نويسندگان عرب بيشتر از آن گرفته شده است ، موجود بوده است . براى هماهنگى و يكسانى لازم بود كه اين نامها را به صورت ايرانى آن در قطعات اصلى عربى بنويسم . مانند اين عمل را ، البته نه به طور مستمر در همه جا ، با نامهاى آرامى انجام داده‌ام . البته من نمىتوانستم نامهاى ايرانى را چنان بنويسم كه بنا به فرض در املاى پهلوى نوشته مىشد ؛ زيرا در اين صورت ظاهرى بسيار قديم‌تر از آن مىگرفتند كه در زمان خود اين اشخاص حقيقة به طور معمول تلفّظ مىشده است . به طور كلّى ، چون در اينجا نيز هماهنگى و يكسانى را جويا بوده‌ام ، كوشيده‌ام كه اين نامها را چنان بنويسم كه در قديم‌ترين مراحل زبان فارسى امروز تلفّظ مىشده است و تقريبا تلفّظ واقعى قرن اخير ساسانى بايد باشد . اگر شكل نامهاى اشخاص دورانهاى قديم‌تر كه گاهى به دست داده‌ام قدرى تازه‌تر به نظر برسد باز با اين همه ايرانى خالص است . ما مىتوانيم نام پسر شارلمانى را به جاى « هلوادويك Hloedwic » يا مانند آن « لودويگ Ludwig » بنويسيم ولى نمىتوانيم شكل آن را به آن‌گونه كه در زبانهاى رومن آمده است ، يعنى « لوئى » بنويسيم : يعنى مانند آنكه نامهاى دورهء ساسانى به صورت عربى آن نوشته شود . امّا اجراى اين اصل در همهء جزئيّات مشكل است . در نامهائى كه به فارسى امروزى است در مواردى از اين اصل